تبلیغات اینترنتیclose
باد را چين بده تا دامن ، تا دامن ، رقص)( حافظ ایمانی )
پیچک ( حافظ ایمانی )
شعر و ادب پارسی

حافظ ایمانی



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه 11 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 رقص میدان جاذبه ی وصل است

 که اگر دزد سر گردنه نیز باشی

 روزی در حلقه ی عیاض خواهی چرخید !

   

 جنگ در رقص ...

 **

 

  باد را چين بده تا دامن ، تا دامن ، رقص
 تو اگر يوسف پرهيزي ، پيراهن ، رقص 
 
  يله كن سلسله را ، سرمه بكش ، غارت كن
كاروان مي‌گذرد ، دزد سر و گردن ، رقص

 آذر از روي پريشاني اسپند پريد
عرصات بدن از عرش بلرزد ... تن ، رقص

 تو و نُه توي فلك چرخ‌زنان ، جامه دران
كه گلاب از ازلِ باغ كند با من رقص

  اگرت سجده نكردند ، مخور غصّه، كه دوش ـ 
بكند از طرب چشم تو اهريمن رقص

 دوست در رقص ، تو در رقص ، شهيدان در رقص،
 جنگ در رقص مهيّاست ، هلا دشمن! رقص!

 رستم از خوانش هفت آمده سهراب شده 
رخش ، اين شيهه‌كش مسلخ بي‌شيون ، رقص

 خنجري كو كه به زخمت جگري تازه كنم ؟ 
خنجر و خون ، طرب و زخم پياپي زن ... رقص

 جام را سر بزن از صبح و بگردان تا شب 
به سبوخانه شرابي بده ، ترجيحاً رقص

 اين چه سرّي‌است كه حاجت به دخيل آمده‌است؟ 
 كه گره باز نمودن ، كه گره بستن ، رقص

  غنچه بگشا كه لب از بوسه ی من بالا زد 
لب لبالب شده و حالت بوسيدن ، رقص

   نرگس و نسترن و ياس ، مبارك بادت
ياسمن خواني آلاله و آلادن ، رقص

 

 

 
  حافظ
    ایمـــــــــــــانی

http://www.hafez7.blogfa.com/8701.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حافظ ایمانی-1, | بازديد : 221