تبلیغات اینترنتیclose
در صلح وجنگي راستين، مانده‌است كارستان من)
پیچک ( حافظ ایمانی )
شعر و ادب پارسی

حافظ ایمانی



نوشته شده در تاريخ جمعه 12 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

در شاهنامه

 

در صلح وجنگي راستين، مانده‌است كارستان من

ديو و دَدَم نابود ... از پيدايشِ انسان من

 
هفت آسمان آويز شد بر دار قالي‌هاي ما

من قاليِ دارم، كه افلاكي شد آويزان من

 
با خنده ی فرخنده‌اي تقدير را بر هم زدم

يعني سعيد سعي خود شد طالع فنجان من

 
اين اطلسي را شعله ی حزنِ چراغ لاله كن

گلپوش شد، نوروز شد، پيشاني ايوان من !!!
 

تذهيب سرخ و مشكي ناسوت را لاهوت كن

قاليچه را شاتوت كن در كاشيِ كاشان من
 

عيسي‌بن‌مريم دست يوسف را به رويم مي‌كشد

آيا رسولي مانده تا او هم شود مهمانِ من؟

 
يا حرف‌هايم را از اين پس با شبانان مي‌زنم

يا ده كَرَت موسي شود قرباني فرمان من

 
ما مملكت سوز خوديم و ملك افروز جهان !!!!

باقي بماند گرميِ انفاس درويشان من
 

ما خسروان هيئت بي پرده ی لطف توأيم

گستاخِ بسطام تو شد تبريزيِ خرقان من

 
در شاهنامه دولت محمود كو؟ محمود كو؟

فردوسي طوسي شود يار تو و ايران من

 

 

 حافظ
    ایمـــــــــــــانی

http://www.hafez7.blogfa.com/8802.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حافظ ایمانی-2, | بازديد : 230