تبلیغات اینترنتیclose
بی باده مستت کنم من تا این که مدهوش من شو!( حافظ ایمانی )
پیچک ( حافظ ایمانی )
شعر و ادب پارسی

حافظ ایمانی



نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

آغوش

**

بی باده مستت کنم من تا این که مدهوش من شو!
گر میل دیدار داری باری کفن پوش من شو!

با ذکر یادآوری کن تا مطمئن باشی از من
 دل را به خاطر بیاور... خود را فراموش من شو !

در خود بسوز از تب من تا من بتابم  درونت
من آتشی شعله بازم ، خیز و سیاووش من شو !

لات و منات وهبل به ! زلف شکن در شکن به !
بت را هر آیینه  به به ... بر شانه بر دوش من شو !

من نی نواز الستم ، نایی تر از هر چه هستم
من می دمم بشنو از نی، بشنو نوانوش من شو!

ویرانه شو تا بیابی گنج نهان خودت را
مخفی ولی آشکارا ، سَرپوش و سِرپوش من شو!

بوی مرا می دهد عشق، زیبایی از من تو از من
ای بوی زیبائی ِ من حالا هم آغوش من شو !

 

 

 حافظ
    ایمـــــــــــــانی    

http://www.hafez7.blogfa.com/8903.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حافظ ایمانی-4, | بازديد : 228