تبلیغات اینترنتیclose
مستورمی داری مرا ازخلق بدمستت( حافظ ایمانی )
پیچک ( حافظ ایمانی )
شعر و ادب پارسی

حافظ ایمانی



نوشته شده در تاريخ شنبه 13 مهر 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دعوی

 

     در این بازار اگر سودی ست با درویش خرسند است

  خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی

  حضرت لسان الغیب

**

 

مستورمی داری مرا ازخلق بدمستت

بگذار دستان مرا در چشمه ی دستت

 
بگذار دستان مرا در باد در باران

در ساحل آسودگی های سبک باران

 
بگذار چشمم روبروی مستی ات باشد

شاید هلاکم وامدار هستی ات باشد
 

شاید سکوتم آخرین حد صدا باشد

شاید خودم مثل خودت مثل خدا باشد
 

حتما در این آیینه ها تکرار ها حتمی است

یعنی سر تمارها بر دارها حتمی است

 
حتما در این آئینه ها تکثیر خواهم شد

مانند تو روشن ترین تصویر خواهم شد

 
روشن ترین آیینه تصویر تو در خویش است

هر کس تو را در خویش پیدا کرد درویش است
 

درویش یعنی اینکه بی خط و نشان بودن

یا در پی پیداترین راز نهان بودن
 

درویش آن باشد که بی دعویش می بینند

او را دراخلاص و عمل در پیش می بینند
 

در پیش استغناء او پس از فقیران شو

جامی بگیر و از جمیع باده گیران شو
 

هر جا که هستی رهرو جایی دگر هستی

هر لحظه ای گرم تمنایی دگر هستی
 

سودی اگر خواهی در این بازار ... سود از اوست

تو هر چه می خواهی که باشی ‌‌... باش ! بود از اوست .

 

 

حافظ
    ایمـــــــــــــانی    

http://www.hafez7.blogfa.com/8905.aspx
 

برچسب ها : ,

موضوع : اشعار حافظ ایمانی-4, | بازديد : 208